تبلیغات
همیشه سرم بالاست چون بالا سرم خداســـت - چند روایت از ابلیس


همیشه سرم بالاست چون بالا سرم خداســـت

بندگی خدا کنیم تا خدا همه چیز را بنده ی ما کند


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

چند روایات از شیطان گذاشتم که میتونین برین

ادامه ی مطلب و مطالعه کنین

دوستای عزیز شماها که زحمت می کشید سر میزنید

 لطفا نظرتون رو راجب مطالب بگین



شیطان و حضرت یحیی

امام رضا(ع)از اجداد بزرگوار خود نقل می کند که :
شیطان  از زمان حضرت آدم (ع) تا هنگامی که حضرت عیسی (ع) به پیغمبری رسید گرد انبیاء می آمد و با ایشان سخن می گفت و سوال هایی می کرد،با حضرت یحیی (ع) بیشتر از دیگر پیغمبران رفت و آمد داشت.

روزی حضرت یحیی (ع) به او فرمود: ای ابو مره(یکی از اسم های شیطان) مرا به توحاجتی است.

شیطان گفت:قدر تو از آن بزرگتر است که حاجت تو را بتوان رد نمود آنچه می خواهی بپرس تا پاسخ گویم.

حضرت یحیی(ع)  فرمودند:می خواهم دام های خود را که بنی آدم را به آنها گرفتار می کنی به من نشان دهی.

 آن ملعون پذیرفت و به روز دیگر وعده کرد،چون صبح شد،حضرت یحیی(ع)،در خانه را باز گذاشت و منتظر نشست.ناگاه دید که صورتی در برابرش ظاهر شد،رویش مانند روی میمون،بدنش مانند بدن خوک،طول چشم هایش در طول رویش همچنین دهانش در طول رویش است.دندان هایش یکپارچه استخوان بود،چانه و ریش نداشت،دو سوراخ دماغش به طرف بالا بود،آب از چشمش میریخت.چهار دست داشت که دوتا روی سینه و دو دست دیگر بر روی دوش او بود پاهایش در پیش روی او بود و انگشتان پاهایش در عقب.
حضرت یحیی (ع) دید که آن ملعون قبایی پوشیده وکمربندی بر روی آن بسته و بر آن کمربند رشته و تسبیح هایی رنگارنگ آویخته و زنگ بزرگی در دست و کلاه خودی بر سر نهاده وبر ان قلابی آویزان کرده است.

تا که حضرت یحیی(ع) او را با این هیبت دید از او پرسید:این کمربند چیست که در میان داری؟

شیطان گفت:این علامت انس گیری و محبوبین است که من پیدا کرده ام و برای مردم زینت داده ام.

حضرت یحیی(ع)فرمود:این رشتهای رنگارنگ چیست؟

شیطان گفت:اینها اصناف زنان است که مدم را با رنگ های مختلف و رنگ آمیزی های خود می ربایند.

حضرت یحیی(ع) فرمود:این زنگ که به دست داری چیست؟

شیطان گفت:این مجموعه ای است که همه ی لذت ها در آن جمع گشته(مانند:طنبور،نای،بربط،طبل و...منظور آلات موسیقی است).چون جمعی به شراب خوردن پرداخته و لذتی نبرند من این زنگ را به حرکت در آورم تا مشغول خوانندگی و ساز شوند،وقتی صدای آن را شنیدند،از شوق از جا به در می روند،یکی می رقصد،دیگری بشکن می زند و آن دیگری جا به تن می درد.

حضرت یحیی (ع)فرمود:چه چیز بیشتر موجب کامیابی تو می گردد؟

شیطان گفت:زنها،که آنها تله های من هستند.وقتی نفرین و لعنت های صالحان بر من جمع می شود گرد زنان میروم و از آنها سر خوش میشوم.

حضرت یحیی(ع)فرمود:این کلاه خود که بر سرگذاشتی چیست؟

شیطان گفت:با این کلاه خود را از نفرین های صالحان حفظ می کنم.

حضرت یحیی(ع) فرمود:این قلاب که بر کلاه آویزان کرده ای چیست؟

شیطان گفت:با این دل های صالحان را می کردانم و به طرف خود می کشم.

حضرت یحیی (ع)فرمود:تا به حال بر من دست یافته ای؟

شیطان گفت:خیر.ولیکن در تنو یک خصلت است که مرا خرسند می سازد

حضرت یحیی (ع) فرمود:آن کدام است؟

شیطان گفت:هنگام افطار قدری غذا بیشتر می خوری و این موجب سنگینی تو می شود و درتر به عبادت بر می خیزی.

حضرت یحیی (ع) فرمود:من با خدا عهد می کنم که هرگز از طعام سیر نشوم،تا خدا را ملاقات نمایم.

شیطان هم گفت:من نیز با خود عهد می کنم که دیگر هیچ بنده ی صالحی را نصیحت نکنم تا خدا را ملاقات کنم.

پس بیرون رفت و دیگر خدمت آن حضرت نیامد. 


شیطان و علی بن ابی طالب

امام باقر (ع) نقل می کند که علی بن ابی طالب فرمودند:

شیطان را در خواب دیدم،از جای خود برخاستم و با مشت بر بینی او زدم و بینی اورا شکستم،صبح که از خواب برخاستم در لباسم خون را دیدم.


شیطان و آمدن آیه ی توبه

امام صادق (ع) فرمودند:
وقتی که این آیه نازل شد(والذین اذا فعلوا فاحشة و ظلموا انفسهم ذکروالله فاستغفر
والذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله)(نیکوکاران کسانی هستند که هرگاه کارناشایسته ای
انجام دهند یا ظلمی به نفس خویش کنند خدارا یاد آوردند و از گناهان خود به درگاه خدا توبه می کنند و می دانند جز خدا هیچکس نمی تواند گناهان خلق را بیامرزد.)
شیطان بالای کوهی در مکه رفت که آن را ثور می نامند و با صدای بلند فرزندان خویش را صدا کرد.

همه ی آنها دورش جمع شدند وگفتند:ای بزرگ ما برای چه مارا صدا کردی؟

شیطان جواب داد:این آیه(آیه بالاآیه توبه)نازل شده است.چه بایدا کرد؟

یکی از شیاطین گفت:من چنین و چنان می کنم

شیطان گفت:خیر تو اهل ان نیستی

دیگری بلند شد و گفت:من چنان می کنم

شیطان باز گفت:خیر تو هم اهلش نیستی

وسواس و الخناس بلند شد و گفت:من اهل آن هستم

شیطان گفت:با چه وسیله ای؟

واسواس الخناس جواب داد:به وسیله ی وعده،فرزندان را وعده می دهم تا آنها را به خطا و گناه وادار کنم.وقتی آن ها به گناه افتادند توبه کردن را از یاد آنها می برم و نمیگذارم استغفار کنند.

شیطان گفت:تو سزاوار چنین کاری هستی و او را موکل بر اولاد آدم نمود تا روز قیامت.

           


نوشته شده در جمعه 27 دی 1392 ساعت 09:11 ق.ظ توسط Setare |نظرات


قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت